السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

548

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

غير لفظى قديم ، متصف است ، صحيح و بلا اشكال باشد . پاسخ : پاسخ اين دليل نيز به اين است كه مفهوم اصلى كلمه « متكلم » كلام نيست زيرا كلام حتى در غير خداوند نيز وصف گوينده و متكلم نمىباشد و قيام او با متكلم نيست زيرا كلام كيفيتى است در صورت انسان كه به وسيلهء تموّج هوا پيدا مىشود . بنابراين ، كلام ، قائم با هواست نه قائم با گوينده و متكلم ، اين است كه بايد گفت : مبدأ و مفهوم اصلى در لفظ « متكلم » تكلم است كه به معناى ايجاد كلام مىباشد و اين كلمه در خدا و غير خدا به همان معنى استعمال مىگردد . و اما اين كه مىگويند كه : « هيئت و ساختار اسم فاعل ساخته شده است كه قيام مفهوم اصلى كلمه را با كننده آن ، صورت وصفى نشان دهد » غلطى است آشكار زيرا ساختمان اسم فاعل ، به قيام فعل با فاعل آن دلالت مىكند ، به هر صورتى كه باشد ، خواه به صورت وصفى و يا ايجادى و يا به شكل ديگر . به عبارت ديگر : چگونگى و خصوصيات قيام فعل با فاعل از هيئت اسم فاعل مستفاد نمىشود و هيچ ضابطه و قاعدهء كلى نيز نمىتوان براى آن پيدا نمود ، چون خصوصيات و چگونگى قيام فعل با فاعل با اختلاف موارد ، تفاوت مىكند . مثلا علم و نائم بر ايجادكنندهء علم و نوم اطلاق نمىشود بلكه تنها براى كسانى كه متصف به اين دو وصف هستند ، اطلاق مىشود ولى « باسط » ، « قابض » ، « نافع » و « ضار » بر ايجادكنندهء اين اوصاف اطلاق مىگردد نه بر كسانى كه به آن‌ها متصف باشند ، پس عدم صحت اطلاق متحرك مستلزم بر موجد حركت ، عدم صحت اطلاق متكلم بر موجد كلام نخواهد بود . خلاصهء تمام گفتار اين كه ( 1 ) - : كلام نفسى يكى امر واهى و خيالى صرف بيش نيست و وجود چنين كلامى را هيچ دليل عقلى و وجدانى تأييد نمىكند . مناسب است كه اين بحث را با گفتار امام صادق ( ع ) كه در نفى « كلام نفسى » از آن بزرگوار نقل شده است ، خاتمه بدهيم : شيخ كلينى با اسناد خود از ابو بصير نقل مىكند : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : « خداوند بزرگ از ازل وجود داشت و علم او هم عين ذاتش بود يعنى همه چيز را از اول مىدانست ؛ قبل از آنكه آن‌ها وجود داشته باشند . شنوايى خدا عين ذات او بود حتى آنگاه‌كه شنيدنى وجود نداشت و ديدن ، عين ذاتش بود بدون اين كه ديدنى وجود داشته باشد و قدرت عين ذاتش بود آنگاه‌كه هيچ موجودى كه قدرت بدان تعلق بگيرد وجود نداشت و چون موجودات را آفريد و دانستنىها را به وجود آورد ، علم او به معلومات و دانستنىها ، شنوايى و سمع او به مسموعات و